پسرم آرتینپسرم آرتین، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره

فرشته آسمونی ما آرتین

37 هفتگی

سلام مامان جان . خوبی ارتین جیگرم ، امروز که اخرین روز بهمن ماه هستش و من و تو عزیز دلم داریم کم کم به لحظه دیدار نزدیک میشیم. از اول اسفند ماه دیگه شمارش معکوس شروع میشه. میدونی که قراره 18 اسفند همدیگرو ببینیم.  عزیز قلبم نمیدونی که چقدر منتظر دیدن روی ماهت هستم مامانی. هر جا که میرم فقط دوست دارم برات خرید کنم و لباسارو تو تنت ببینم جوجه مامان. دیروز با خاله نسترن مهربون رفتیم دکتر، خدارو صد هزار مرتبه شکر که همه چیز خوب بود و خانم دکتر هم ازت خیلی راضی بود دورت بگردم. بابایی خوب و مهربونمون هم قراره هفته دیگه بیادو انشالا که دیگه پیشمون میمونه. فرشته کوچولوی ما به خدا میسپرمت و از خدا میخوام همیشه پشت و پناهت باشه و تو یکی از بهترین...
30 بهمن 1393

36 هفتگی

سلام عشق مامان، خوبی فدای چشمات بشم من، جونم برات بگه که ما الان تقریبا تو 36 هفتگی هستیم ، 3شنبه قبل که رفتم دکتر بهم گفت که تاریخ 18 اسفند انشالا بدنیا میای و قدمای کوچیکتو رو چشم من میزاری عزیز دلم. این هفته دوست بابایی و خانوادشون اومده بودن تهران و با اونا کلی رفتیم گردش کردیم ، من هنوزم دوست دارم برات کلی خرید کنم ولی به سختی جلو خودمو میگیرم تا خودت بدنیا بیای و هرچیزی که بیشتر بهت میاد و قشنگتره خودت انتخاب کنی جیگر طلای من. از حال و هوای بابایی برات بگم که دیگه داره واسه دیدنت لحظه شماری میکنه، کلی برای ما خوراکی های خوشمزه میگیره که من و شما با هم بخوریم، فرشته کوچولوی من ازت میخوام که همیشه قدر بابایی رو بدونی ، چون اون بهترین و م...
24 بهمن 1393

هفته 35 بارداری

سلام فرشته کوچولوی مامان. خوبی نفسم؟ دیگه من و شما وارد 35 هفتگی شدیم و کم کم داریم به آخرای راه نزدیک میشیم. نمیدونم که دقیقا کی بدنیا میای نفسم ولی خانم دکتر مرصوصی گفته که احتمالا تا 20 اسفند بدنیا میای. خلاصه که شبا و روزام با فکر و تصور روی ماهت و دست و پاهای کوچولوت میگذره. امسال زمستون اصلا هوا سرد نشد و هوا واقعا بهاری هستش . اینم از شانس خوب من و شماست دیگه پسر قشنگم. میخوام اگر خدا بخواد از اول اسفند سفره هفت سین بچینم و دیگه همه چیز برای ورودت آماده باشه نقل من. این روزا خیلی حال و هوای عچیبی دارم. سعی میکنم لگدهایی رو که میزنی بخاطرم بسپرم ، چون شاید دیگه هرگز این لحظه ها رو نداشته باشم در آینده واسه همینه که میخوام از لحظه لحظه ...
17 بهمن 1393

عکس های سیسمونی

عکسای اتاقت خیلی زیاده مامانی. انشالا دوباره واست میزارمشون. مبارکت باشه عزیز دلم، انشالا که از همشون به سلامتی استفاده کنی . ...
13 بهمن 1393

سیسمونی

سلام پسر قشنگم. صبحت بخیر نازنینم. امروز شنبه 11 بهمن 93 هستش. دیروز خاله نسترن اومد خونمون و زحمت کشید و سیسمونی شما رو با هم چیدیم. دورت بگردم عزیز دلم ، نمیدونی که همه چقدر دوست دارن. خاله نسترن که دیگه کاری نیست برات نکنه قشنگم. بابایی مهربونمون هم که نگو . کلی ذوق دیدنتو داره. مامان جون و خاله یاسی و بابا جونم هم همینطور. همه واسه دیدنت لحظه شماری می کنن. چند تا از عکسای اتاقتو برات میزارم که ببینی نفسم. انشالا که خوشت بیاد. مراقب خودت باش تو دل مامانی. واسه هممون دعا کن پاکترین پسر دنیا.    
11 بهمن 1393

هفته 34 بارداری

سلام نفس مامان. بالاخره واسه شما یه وبلاگ درست کردم عزیزدلم. انشالا که تو وبلاگت همیشه پر از خبرای خوب و عالی باشه. مامان الان تو هفته 34 بارداری هستش و روزهارو میشمره تا بتونه توروببینه . دیروز عصر که رفته بودم پیش خانم دکتر بهم صورت نازنینتو نشون داد ، خودشم گفت  ماشالا چقدر خوشگله. وزننت الان حدود 2147 گرم هستش و تو دل مامانی حسابی تکون میخوری. خلاصه که نفس مامان ، من و بابایی بیتاب دیدنت هستیم، خیلییییی مراقب خودت باش  عزیز دلم با اون دل پاک و اهورایی  برای  همه ما دعا کن.      ...
9 بهمن 1393