فقط یه هفته تا دیدار
سلاااام نفس مامان. واست یه سوپرایز دارم عزیز دلم. دیشب که پیش خانم دکتر مرصوصی رفتیم ، بهم گفت که شما باید زودتر بدنیا بیای فرشته من. منکه اصلا باورم نمیشد . اولش خیلی تعجب کردم و شوک شدم ، اخه مامان جان من اصلا فکر نمیکردم که 9 ماهه به این زودی تموم بشه و لحظه دیدارمون انقدر نزدیک باشه. ارتین مامان ، عشق من، فدای چشمات بشم من ، 9 ماه من برات نقش گلدونی رو بازی میکردم که تو گل قشنگم توی اون تند تند رشد میکردی و بزرگ میشدی، اصلا باورم نمیشه که بزودی ا نشالا روی ماهتو میبینم، اوایل حاملگی رو که یادم میاد فقط و فقط باید روزی صدها هزار بار خداروشکر کنم ، یادمه به بابایی می گفتم ، یعنی میشه یه روزی نی نی ما ب...
نویسنده :
مامان نغمه
7:17



