3روز دیگه میای بغلم انشالاااا
سلام فرشته من، خوبی مامان جان. نمیدونی وقتی اینجا برات مینویسم چه حس خوبی دارم، انگار که کنارم نشستی و دارم باهات درد و دل میکنم پسر نازم، باورت میشه گل پسرم، فقط 3 روز مونده که همدیگرو ببینیم، امروز 1شنبه بود و قراره که خدا بخواد 5شنبه بیای پیشمون عشقمممم. خیالت راحت باشه همه چیز برای ورود شما اماده هستش اقا پسر، قند عسل. دیروز با بابایی دوباره ساک بیمارستان رو چک کردیم که چیزی از قلم نیوافتاده باشه بعدشم رفتیم واست یه هدیه خریدیم. دورت بگردم اخه اولین تولدت هست دیگه پسرم. راستی مامان بابایی هم برات کلی لباس بافتن که عکساشو بعدا میزارم واست جیگر طلا. عمو حامدتم واست چند تا لباس خوشگل مشگل خریده که بپوشی مثل ماه بشی پسرکم. 
خلاصه که هدیه ها زیادن انشالا میای خودت میبینیشون ، من و بابایی داریم اخرین روزای 2 نفره بودنمون رو میگذرونیم ولی باورت نمیشه چون اصلا انگار دو نفره نیستیم چون همش حرف ارتین طلا وسطه، دایم داریم راجع به شما حرف میزنیم گل پسرم ، راجع به بدنیا اومدنت تا..... اینده و ازدواج و تحصیلاتت گل پسرم. واسمون باور کردنی نیست که انقدر زود 9 ماه گذشت و فکر میکنیم اینده هم انقدر زود میگذره و شما تا چشم به هم بزنیم داری میری مدرسه و .....
فقط و فقط ارزوم اینه که همیشه سلامت و موفق باشی و لبت خندون باشه، انشالا که همیشه زیر سایه ایزد حق تعالی باشی نفس مامان.
بینهایت بینهایت بینهایت دوست دارم و عاشقتممممممم.




3روز دیگه میای بغلم انشالاااا 
